#رخصت_پارت_146
بنداول اساسنامه نداری
فقیر بیچاره ها حتی ایفونم ندارن
میلاد پنجره رو باز کرد و کلید وانداخت پایین
درو بازکردمو بی معطلی پله هارو بالا رفتم
دلم تنگ شده بود
واس چیزایی ک از جنس منن و اشتباهی نیستن
کتونی هامو جلو در دراوردمو رفتم تو
کولمو کنار دیوار گذاشتم وصدا زدم صابخونه ؟
برزو اقا
سیبیل سیاه
چشم عسلی
پاشنه طلا؟
_سلام اجی
_سلام چطوری شَتَک ؟
لبخندی زد وگفت نوکرتم
رو زمین نشستمو تکیه دادم پشتی و پاهامو دراز کردم
_ننه بابات کجان بچه ؟
_مامان که رفته خونه اکرم خانم بابام که رفته بالا
_خونه اکرم خانم چه خبره مگه؟
_هیچی دارن آش پشت پا درست میکنن واسه رضا
_عههههه به میمنت باشه
از جام پاشدمو رفتم بالا
در پشت بومو بازکردموو صدا زدم اقاجون؟
صدای خفیف رنجورش جیگرمو کباب کرد
بیا اینجا دخترم
توطوری کبوترا واساده بود و نگاشون میکرد دستمو روسینه ام گذاشتم و گفتم ارادت سالار …
لبخندی زد وگفت زنده باشی دخترکم
_اقاجون مرد و مردونه دکتر مگه نگفت استراحت مطلق ؟پ چرا گوش نمیدی؟
تشت ابو جابه جا کرد ➊
romangram.com | @romangram_com