#رخصت_پارت_144
میگن زیر بارون حاجت ها براورده میشه
ولی من اگه صد سالم بشینم زیر بارونو اشک بریزم توبه ی من قبول نمیشه
حاجت ده ساله ی دلم براورده نمیشه
نذرو نیازم قبول نمیشع
میدونم تا عمر دارم باید پای لرز خربزه ای بشینم که یه بار تو اوج جوونی از رو ندونم کاری خوردم
بد لرزی دارم …
بد دلم میگیره وقتی اون جیغ توگوشم میپیچه و گوشم سوت میکشه
توبه ی من قبول نیست چون هنوز درگیر وجدانمم
که اون لحظه نمیدونم کجا غیبش زده بود
سرم رو بالا اوردم دیدمش میون درختا
بین این غصه خوردنای نیمه شب من چه چیز براش جاذبه داشت
از جام بلند شدم شاید تنها کار مفیدم تو زندگیم همین قران خوندنم باشه
💙ماهور💙
ازجاش بلند شد ورفت سمت کلبه اش
و دنبالش رفتم
میدونستم بارون میاد
زیر بارون واسادن چاییدن داره
سرما خوردن داره …
اما مونده بودم پای اون صدا
اون صدا که دلمو تو ولوله انداخته بود
پشت دیوار زیر پنجره نشستم ومنتظر گوش سپردم
پ چراشروع نمیکنه
سرمو که بالا اوردم بالا سرم واساده بود ونگام میکرد
به ت ِ تِ پِ تِ افتادم
و میخاستم گند اون دفعه تکرار نشه
لبخند زد و گف
پاشو بیا تو سرما میخوری
نه به اون شوری شوری و نه به این بی نمکی
چطو یوهو صد و هشتاد درجه برگشت
romangram.com | @romangram_com