#رخصت_پارت_138
کار آسانی نیست
نان درآوردن و غم خوردن و عاشق بودن
پـــــــــــــــــدرم
کمرم از غم سنگین نگاهت خَم باد…!
یه نیم ساعتی پیش اقام بودم بادکترشم صحبت کردمو وگفت چند روزی دیگه مرخصه رفتم حساب داری تا اون پولی رو که دارم بدم تا بقیش جور شه ….
_سلام خانم
این غزمیتم بااون ادامسش عصابمو چِل تیکه کردا
باعشوه هزار تا ناز و ادا و وای مامانم اینا گفت
_سلام بله ؟
_مریض اتاق ۳۰۴ چه قدر براشون باید پرداخت کنم
دوباره یکی دوتا باادامسش بادکنک ترکوند وگفت
_مگه ترخیص شدن؟
_نه هنو
_پس واسه چی اینجایی…
_میخام یه مقدارشو پرداخت کنم
با حرص چشم از کامپیوتر گرفت وگفت
اسمش
_برزو نیازی
یکم چک کرد تو اون شِفتِلنگشو (واژه ایه که بابام به کنترل میگه 😂😂
معنی همون ماسماسکو میده )
_پرداخت شده
_یعنی چی
_واضح گفتم اتفاقا، پرداخت شده
_بیخود …کی پرداختش کرده
_صداتو بیار پایین بیمارستانه ها
_هست که باش منو سننه ؟میگم کی پرداخت کرده
_زده به اسم سورنا دباغی
گوشام سوت کشید ها؟؟؟؟؟؟
_بیخود کرده مگه اون یارو اقامو اینجا اورده ؟شما از هرکس و ناکسی برسع پول میگیرید
romangram.com | @romangram_com