#رخصت_پارت_119

چند قدم جلوتر رفتم و رو به روش واسادم

نگامو زمین انداختم

و گفتم شرمندتم….

پوزخندی زد وگفت سودی نداره خانم کارگاه به چیزی که میخواستی رسیدی؟خیالت راحت شد؟واقعا فک نمیکردم اینطور ادمی باشی

درسته شرمنده بودم اما داشت تند میرفت

وقتی میگم شرمنده ام …..یعنی هم قد خواهش میکنم تو سنگینه برام

میدونم اشتباه کردم هرچی هم بگی بی برو برگرد میگم چشم

چشمامو بستمو گفتم بزن و دیالوگ قیصررو تو ذهنم مرور کردم …..

قیصر: «من بچه‌ام، آره. من خیلی‌ام بچه‌ام. واسه اینه که هر کی تو گوشم بزنه می‌زنم تو گوشش. اما تو چی؟ تو دلت می‌خواد تو گوشت که بزنن بگی من پهلوونم. پهلوون هم باید افتاده باشه. تو گوشش که می‌زنن سرشو بندازه پایین از دیفار رد شه.

من هم خیلی وقته بزرگ شدم……

ازاون روزا که اقام توحال

خودش نبود ومیزد

و من ….. مجبور بودم ادعای پهلونی کنم چون جلوی اقام نمیشد که بچگی کنم ……

تکرار کردم بزن

ولی نزد

چشمامو بازکردم

و باصدای بلند گفتم

د بز…..

که حرف تو دهنم خشک شد ….

رفته بود ،پس میخواد یه ریخت دیگه

تصویه حساب کنه……

چشمم کور دندم نرم ،شونه هامو بالا انداختمو زیرلب گفتم هرچه بادا باد……

نمی دونم چطور باید بخابم وقتی شرمنده ام ،

چطور سرمو بزارم رو بالش و خوابم ببره

ای گندم بزنن که فقط گند زدنو به پیشه گی گرفتم

تا اذان صبح توحیاط راه رفتم………..

💛سورنا💛

به معنی واقعی کلمه

عصبی بودم

خوب راز هرچی باشه اسمش رازه و اگه کسی بدونه فردا روز میشه زخم زبون…….

romangram.com | @romangram_com