#رخصت_پارت_115
و بعدم بازازاون فیلمای فسیل گرایانه دیدیم و هرکی رف سرجاش که بکبه اما به لطف
خوابیدنم تا لنگ ظهر عین خرس کوآلا خوابم نمیبرد
و اینقد این پهلو اون پهلو کردم که خسته شدم
از جام پاشدمو پشت پنجره واسادم که دقیقا بع کل حیاط مشرف بود
که …..
م*ر*ت*ی*ک*ه ی یاب*و*سوار باموتورش یه چرخ تو حیاط زد همه رو برق میگیره این یارو رو چراغ نفتی …..
و کپی پیستای جولیا پندلتون (جولیا تو کارتون بابالنگ دراز)و از یابوش پیاده کرد
الهی که اون قالپاق موتورت شیش بار بره زیر غلطک
حاجی نمیدونه خونه اشو کردن کاخ لس انجلس چپ و راست میریزن اینجا
نمیدونم چرا خیلی وقته زنگ نزده
ای بابا دیدار یار غایب کلا فکر وتفکرات مارو از کله اش پرونده
موتورشو پارک کرد و اجیاش اومدن بالا خودشم وقتی دید اینا کامل وارد خونه شدن مسیرشو به کلبه چوبی ته باغ وصل زد
اروم از لای در اتاق گوش دادم ببینم اگه صدایی نمیاد منم برم دم کلبه و امشبه رو باهاش شب زنده داری کنم …..
سویشرتمو پوشیدم و اروم اروم از تو حال رد شدم تا رسیدم به حیاط
و حیاط هم آسه آسه طی کردم
ونزدیکای کلبه بوم افتادم زمین
ناخوداگاه آی بلندی کشیدم
ای بمیری پسره ی جک گنجیشکه
ای کچلی مطلق بگیری
از در کلبه زد بیرونو انگاری که مچمو گرفته باشه نگام کرد
و دست به سینه به دیواره ی اتاقکش چشم غّره رفت
شینیم باو واس من چشم ابرومیای مردک
_میتونم بپرسم اینجا چیکار میکنی
در حالی که دستمو به درخت میگرفتم تا بلند شم گفتم
اومدم مراحل رشد گیاه زنبق رو تجزیه تحلیل کنم
لبخند محوی زد وگفت کم که نمیاری
_ن پ واسم بر بر نگاه کنم که جلوت خیت بشم
_نه ولی الان میتونی بری تو اتاقت و بخوابی
_نمیخام
_جدی واسه چی اومدی؟
romangram.com | @romangram_com