#رج_زدن_های_زندگی_پارت_131
-باشه من ديگه حرفي نميزنم ...تا هروقت که خواستي فکر کن ....من بيشتر از اين ها مديون تو ام ..بايد يه جوري جبران کنم نه ...؟
برمي گردمو به روش ميخندم ..
-حالا هم اخمهاتو بازکن ومنو ببر قايق سواري ...
هنوز سگرمه هاش توهمه وزل زده به من ...
-سورج ..قايق ...قايق سواري ...پارو ...دريا ...الو ...هاي ...ميشنوي ...يا بازبان اشاره برات بگم ..؟
بي هوا ب*غ*لم ميکنه درگوشم به نجوا ميگه ...
-عاشقتم ماندني ...خيلي چاکريم ...
-مابيشتر ...حالا منو ببر قايق سواري ...
يه دسته از موهامو ميکشه وميگه
-مگه تو ديروز سوار قايق نشدني ...چه خبرته هرروز هرروز ...
-خوب دوز دارم دلت مياد منو نبري ...؟
-دوز دارم ديگه چيه ...؟
romangram.com | @romangram_com