#پونه_(جلد_دوم)_پارت_446

و بدون اينكه بهش مهلت بدم ادامه دادم:

_ نمى دونم چيكار كردى و چى به بهنام گفتى كه اينطورى به سرش زده،اما مى دونم دارى از سادگيش سوء استفاده ميكنى.براى همين زنگ زدم ازت بخوام اين بچه بازيارو هر چه زودتر تموم كنى.

_ كدوم بچه بازى؟اين كه دوستش دارم بچه بازيه؟

در جوابش گفتم:

_ دوستش دارى؟بسه نگين اين فيلما رو واسه من بازى نكن،من بچه نيستم بخواى گولم بزنى.

حرفمو قطع كرد و گفت:

_ آره دوستش دارم.فيلم هم بازى نميكنم.قصد گول زدن كسى رو هم ندارم.لازم هم نيست جنابعالى نگران بشى.

تندى جواب دادم:

_ من نگران تو نيستم.نگران بهنامم كه بچه ى ساده و بى غل و غشيه وگرنه تو

كه...


romangram.com | @romangram_com