#پونه_(جلد_دوم)_پارت_440
حرفشو قطع كردم و گفتم:
_ چى؟!من؟!اصلا و ابدا.حرفشو هم نزن.
سرشو بلند كرد و عصبى و ناراحت پرسيد:
_آخه چرا؟
خيلى راحت جواب دادم:
_ چون اولا كه نگين هنوز بچه ست و تازه
شونزده سالش شده،دوما خود تو هم هنوز برات زوده،چون نه درست تموم شده و نه خدمت رفتى و نه كارى دارى،بعدشم خونواده اى كه نگين توش بزرگ شده با خونواده ى تو زمين تا آسمون فرق داره.
بهنام جواب داد:
_ خب قرار نيست همه چى يه شبه اتفاق بيفته.ميريم خواستگارى.بعد كه جواب گرفتيم.منتظر مى مونيم تا من درسم تموم بشه،سربازيمو برم،تا كار پيدا كنم پيش آقام كار ميكنم،بعدش هم خونواده براى من مهم نيست مهم خودشه.
جواب دادم:
romangram.com | @romangram_com