#پونه_(جلد_دوم)_پارت_281

نگام کرد و پرسيد:

_ صدات چرا گرفته بابا؟گريه کردي؟

سرمو تکون دادم.اومد جلو پرسيد:

_ واسه حرفاي جيغ جيغو؟

بازم سرمو تکون دادم.بدون اينکه حتي لبخندي به لب بيارم.هميشه وقتي کتايونو جيغ جيغو صدا ميزد من خنده م مي گرفت يا حداقل لبخند ميزدم.اما توي اون وضعيتي که بودم اصلا دلم نمي خواست به اين حرفش بخندم.ابرو بالا انداخت و پرسيد:

_ همين؟!فقط واسه حرفاي جيغ جيغو ناراحت شدي؟

جواب دادم:

_ شما هم بودين ناراحت مي شدين.

رفت و نشست و گفت:

_ حالا سر چي دعواتون شده بود؟


romangram.com | @romangram_com