#پونه_(جلد_دوم)_پارت_134

_ چيزي نيست.خوردم به يه درخت.

جوري نگام کرد که فهميدم باور نکرده.درست مثل کتايون که باور نکرده بود و مجبور شده بودم کلي براش قسم بخورم:

_ درخت؟!

و يهو با نگراني پرسيد:

_ نکنه تصادف کردين؟

سريع سرمو تکون دادم.

با ترس پرسيد:

_ راستشو بهم بگو.تصادف کردين يا...

مکث کرد و اخم کمرنگي به پيشوني نشوند و پرسيد:

_ نکنه بازم کيان دست روت بلند کرده؟


romangram.com | @romangram_com