#پونه_(جلد_دوم)_پارت_133
مامان با ديدن من شيلنگو توي دستش جا به جا کرد و کمرشو راست کرد و جواب داد:
_ سلام.
خوش گذ...
اما حرفشو نيمه تموم گذاشت.شيلنگو انداخت روي زمين و خم شد شير آبو بست.بعد بدون اينکه چشم ازم برداره اومد طرفم و وقتي رسيد دستشو برد سمت پيشونيم و پرسيد:
_ اين چيه؟!
از سوالش هول شدم و جواب دادم:
_ ها؟!
پرسيد:
_ پيشونيت چرا زخم شده؟!
جواب دادم:
romangram.com | @romangram_com