#پونه_(جلد_اول)_پارت_417

اون يه ريز سوال ميکنه اما من در جواب سيل سوالاتش فقط سکوت ميکنم که يهو ساکت ميشه و با تعجب و نگراني مي پرسه:

_ ببينم تو...گريه کردي؟!

انکار ميکنم و ميگم:

_ نه...نه من گريه نکردم.

و سعي ميکنم چشمم تو چشمش نيفته که نکنه لو برم.اما اون جلو مياد و ميگه:

_ منو نگاه کن ببينم!

به اجبار سرمو ميارم بالا و نگاش ميکنم

_ چشمات چرا پف کردن و قرمز شدن؟!

من و من مي کنم اما مهلت نميده چيزي بگم:

_ راستشو بگو چي شده؟!چرا گريه کردي؟

سوالشو با تحکم و لحني آمرانه مي پرسه.جواب ميدم:

romangram.com | @romangram_com