#پونه_(جلد_اول)_پارت_356


درســــت روبــروي دوســـت داشتـــنت و در عمــــق نبـــودنت ،

محـــــکم ايــستاده ام!

پيامو که مي خونه ميگه:

_ بذار خودم جوابشو بدم.

خدايا!نه.

با شنيدن جمله ي آخرش مي پرم سمتش و خواهش مي کنم:

_ کاوه نه تو رو خدا.بدش من.

کاوه اما دستشو ميگيره جلو که من نزديکش نشم:

_ وايسا همونجايي که هستي.

ميبينم که انگشتشو روي دکمه ها فشار ميده و چيزي رو که مي نويسه بلند مي خونه:


romangram.com | @romangram_com