#پونه_(جلد_اول)_پارت_350


شراره هم مياد و منو بغلم مي کنه و مي بوسه:

_ سلام پونه جون خوبي؟

اما من

همونطور مات و متحير ميپرسم:

_ سلام. اينجا...چه خبره؟!

کاوه مي خنده و سرشو مي چرخونه سمت خونه:

_ يعني چي چه خبره؟

جواب ميدم:

_ آخه شماها...که صبح...زنگ زدين نگفتين مياين...

شراره دستشو پشتم ميذاره جواب ميده:


romangram.com | @romangram_com