#پونه_(جلد_اول)_پارت_313
_ ولي بايد بخوابي.بايد استراحت کني.اين برات لازمه.
مدت کوتاهي منتظر مي مونم و بالاخره جوابش ميرسه:
_ باور کن اصلا نمي تونم بخوابم.الان فقط مي خوام در مورد خودمون حرف بزنم.
از خوندن پيامش کلافه و سردرگم پلکامو روي هم فشار ميدم و با انگشتام بيخ موهامو مي کشم.بعد چشم باز مي کنم و براش مي نويسم:
_ الان وقتش نيست.باشه براي بعد.
مي خوام پيامو بفرستم اما پيام اون قبل از پيام من ميرسه:
_ دلم مي خواد وقتي حالم خوب شد يه زندگي آروم يه گوشه ي دنج شروع کنم.اونم با تو.
از خوندن پيامش دلم يه جوري ميشه و مي نويسم:
_ پس باران؟!
بعد از مدتي که به نظرم طولاني مياد جواب ميده:
_ مي تونه جدا بشه.
romangram.com | @romangram_com