#پیغام_عشق_پارت_231

بازیگر مرد به بازیگر زن پشنهاد دوستی داده.
- با اینکه تو پسر فوق العاده جنتلمنی هستی، اما من فعلا دوست پسر نمی خوام؛ حس و حال دوستی ندارم.
عرفان : چه بد، کاش میشد شانسم رو باهات امتحان کنم. در هر صورت خوشحالم که حرف دلم رو بهت گفتم
همکلاسی
- امیدوارم کسی رو که لایقت و لایقشی رو پیدا کنی همکلاسی
عرفان بهم لبخند زد و ازم فاصله گرفت. درخواست دوستی از سمت پسرا زیاد داشتم اما امروز مدلش فرق می کرد.
ساده و شیک و بدون سماجت بود.
پریا : عرفان بهت چی می گفت؟
- هیچی پشنهاد دوستی داد.
ذوق کرد
پریا : جدی تو چی گفتی؟
- یعنی تو جوابم رو نمی دونی!
با حرص نفسی کشید.
پریا : خاک برسرت آخرش می ترشی
- نگران من نباش، عرفان پسر خوبیه اما من دلم باهاش نبود پس چرا باید باهاش دوست می شدم؟
پریا : خوب بالاخره باید از یه جایی شروع کنی
- به وقتش شروع می کنم.
سر تکون داد.
پریا : راستی اون چه حرفای بود که درباره ی بردیا زدی؟
- حقیقت بود
پریا : بردیا که پسر خوبیه
- بردیا یه الاغه
پریا : مگه چی بهت گفته که جوش آوردی؟
- ولش کن
شونه بالا انداخت
پریا : اوووف باشه
شادی، پویا رو گیر انداخته بود و پویا راه فراری نداشت، دلم براش سوخت، باید برم نجاتش بدم.
پریا : کجا؟
- داداشت رو از دست هیولا رهایی بدم

romangram.com | @romangram_com