#پیغام_عشق_پارت_220

بردیا غذا ها رو از دست پویا گرفت
بردیا : بیخیال حرف، بریم غذا
لبخند زدم، چهارتایی روی سکو نشستیم. من اصلا اهل خوردن مرغ و تخم مرغ نبودم، شاید اگه مجبور میشدم
جوجه کباب می خوردم البته شاید اونم چی جوجه کباب های که پویا درست می کرد. بیشتر اهل خوردن گوشت
بودم، با سبزیجات و میوه جات هم میونه ی خوبی نداشتم. از خورشت ها هم خوشم نمیامد. کلا خیلی بد غذا بودم...
بعد از خوردن نهار
پریا : بریم خونه موافقید؟
بردیا : تو انگار داره حالت بد میشه
پریا : دقیقا
پویا : پس کم کم جمع کنیم که بریم
- اوکی
وسایل رو جمع کردیم، داخل صدوق عقب ماشین گذاشتیم و سوار ماشین شدیم.
بردیا : وقت آمدن که آهنگ نگذاشتی، لااقل الان بزار
پریا : اره آهنگ بزار و بریم دور دور
- فقط قشنگ باشه، غمگین هم نباشه
پویا : اوکی
- سرعت رو هم ببر بالا
پویا : باشه
پویا ضبط رو، روشن کرد؛ چند تا آهنگ جلو رفت.
پویا : این اهنگ قشنگه.
موزیک توی فضای ماشین پخش شد. ( نگات گیرایی داره / دلم هی کم میاره / یه جادوی عجیبی / توی چشمات
داری / شدی دلداره دلم / باهات کار داره دلم / یه کاری کن عزیزم / به تو بیماره دلم/ می تونی میبری دل منو / قلب
عاقل منو / ای به قربون اون چشمات که / میکنه از جا دلمو / آخه انقده خوشگلی که / ندیدم آخه اینجوری که /
درست همونجوری که میخوام / میتونی میبری دل منو / قلب عاقل منو / ای به قربون اون چشمات که / میکنه از جا
دلمو / آخه انقده خوشگلی که /ندیدم آخه اینجوری که / درست همونجوری که میخوام /حتی فکرتم منو میکشه /
میگیره خوابو از چشمام / دست من نیست آخه / بد خوشگلی لعنتی / میخوامت قد دنیا / میتونی میبری دل منو /
قلب عاقل منو / ای به قربون اون چشمات که / میکنه از جا دلمو / آخه انقده خوشگلی که /ندیدم آخه اینجوری که
/ درست همونجوری که میخوام / میتونی میبری دل منو / قلب عاقل منو / ای به قربون اون چشمات که / میکنه از
جا دلمو / آخه انقده خوشگلی که / ندیدم آخه اینجوری که / درست همونجوری که

romangram.com | @romangram_com