#پایان_تلخ_پارت_306


_خسته نباشید ...

با شنیدن صدام سرشو بلند کرد و گوشیشو کنار گذاشت و گفت :

_ممنون ... بفرمائید ؟؟

نگاهی به سطل رنگهای مختلف انداختم و گفتم :

_وسایل مورد نیاز برای رنگ زدن یه اتاق حدودا بیست متری ...

سری تکون داد و گفت :

_چه رنگی می خواین ؟؟

کمی فکر کردم و گفتم :

_کرمی !!

از پشت پیشخوان بیرون اومد و گفت :

_الان براتون میارم ...

سری تکون دادم و منتظر شدم ... چند تا سطل رنگ برداشت با چند تا برس رنگ و سُنباده ... اومد سمتم ، گذاشتشون جلوی پام ... در حالیکه نگاشون می کرد و بهشون اشاره می کرد گفت :


romangram.com | @romangram_com