#پایان_تلخ_پارت_303
_به کی می خوای زنگ بزنی ؟؟
تلفن بی سیم رو برداشتم و در حالیکه شماره می گرفتم گفتم :
_می خوام زنگ بزنم بگم چند تا کارگر بفرستن اینجا رو تمیز کنن ... دو روز دیگه بیشتر وقت نیست می خوام سریعتر وسایل مامانو انتقال بدم ...
با ذوق گفت :
_امیرحسین ؟؟ می شه زنگ نزنی ؟!
متعجب دست از شماره گیری برداشتم و نگاش کردم که گفت :
_خب می گم که یعنی خودمون اینجا رو تمیز کنیم !!!
ابروهام پرید بالا ... با دهن باز نگاش کردم و نگاهمو چرخوندم توی خونه ... یه خونه ویلایی سیصد متری با یه حیاط صد متری و استخر به اون بزرگی رو چجوری خودمون تمیز می کردیم ؟؟ دوباره به عسل نگاه کردم که خندید و گفت :
_خوش می گذره !!!
عاقل اندر سفیه نگاش کردم که خندید و چیزی نگفت ... با همون حالتم گفتم :
_غیر از تمیز کاری یکی از اتاقا رنگ می خواد ... ظاهرا صاحبخونه قبلی یه بچه شیطون داشته که گند زده به دیوارا ... اونو چیکار کنیم ؟!
با ذوق پرید بالا و گفت :
_آخ جــــــون ... راست می گی ؟؟
romangram.com | @romangram_com