#پایان_تلخ_پارت_251

_باشگاه مال خودته داداش ... فقط یهو چی شده ه*و*س پرورش اندام به سرت زده ؟؟؟

با سروش مثل کف دست بودم ... چیز مخفی ازش نداشتم ... گفتم :

_زدم تو کار مدلینگ ... شش ماه بهم وقت دادن خودمو بسازم ...

متعجب گفت :

_امیر ؟؟ تو که ...

سرمو به نشونه مثبت تکون دادم و گفتم :

_نظرم عوض شد ... تا کی می خواستم دست به عصا راه برم ... به یه دیپلمه هم که کار نمیدن بهتر دیدم از ریخت و قیافم یه بهره ای ببرم ...

خندید و گفت :

_دِ همونم نداری ...

خودمم خندیدم که جدی گفت :

_تصمیم خوبی گرفتی ... تعریف کن بینم !!!

کمی توی جام ، جا به جا شدم و گفتم :

_با کمک خواهر عرشیا تو یه آزمون شرکت کردم و انتخاب شدم !! با یه اسپانسر تولید پوشاک قرارداد بستم... ظاهرا شش ماه بیشتر واسه برگزاری شوِ لباساشون وقت نداشتن و قرار شد تو این شش ماه یکم رو خودم کار کنم ...

romangram.com | @romangram_com