#پایان_تلخ_پارت_147

_خیر سرت داداشت نامزد کرده نباید یه شام مهمونش کنی !!

هلیا با اخم گفت :

_جنابعالی باید سور بدی ...

سروش با اخمی ساختگی گفت :

_تو حرف نزن ضعیفه ...

منو مامان خندیدم و هلیا در حالیکه خندشو کنترل می کرد گفت :

_تو حرف نزن چی ؟!

_زنیکه ...

_چی ؟؟

سروش لبخندی زد و گفت :

_عزیزم ...

هلیا پشت چشمی نازک کرد و گفت :

_حالا شد ...

romangram.com | @romangram_com