#پرواز_را_به_خاطر_بسپار_پارت_273
تو بتی هستی که به بت پرستی چو من محتاجی
می خواهم در کنارت باشم و قفل تنهایی وخلوتت را بشکنم
میدانم که جز خدا و بالشتت کسی اشکهایت را ندیده است
در سکوت سردم آمدی و دل دوره گردم را سر به راه کردی
ولی اکنون تو خدای سکوت شده ای
نفست را به نفسم گره بزن تا
التیام بخش دردهایت، مرهم زخمهایت و پاک کننده اشکهایت شوم
همین جا بمان
و کنارم باش
به من فرصت بده!
دست آیلین را می گیرم و او را به اتاق بر میگردانم.
romangram.com | @romangram_com