#پرواز_را_به_خاطر_بسپار_پارت_242


زندگی آب تنی کردن در حوضچه "اکنون" است

رخت ها را بکنیم

آب در یک قدمی است

دست به قنوت می برم. چهره ی خندان پدر و مادرم در کف دستم نقش می بندد.

اشک در چشمانم موج میزند. با گذاشتن سر بر روی مهر اشکهایم از گوشه چشمم روان می شود. بعد از ذکر در دل می گویم:

-خدایا خودمو به تو میسپارم، خودت هوادارم باش!

روزه داران همه به سر سفره افطار می نشینند.

اولین شب رمضان، اولین افطار و اولین شب مهمانی خدا

خدا می گوید:

"خب، روزه دارها

حالا وقتش شده

بخواهید از من؟

درخواست کنید"

romangram.com | @romangram_com