#پارلا_پارت_95


I still feel the pain

I still feel your love

I still feel the pain

I still feel your love



And somehow I knew you could never… never stay

And somehow I knew you would leave me

And in the early morning light

After a silent peaceful night

You took my heart away





oh I wish, I wish you could have stayed

با این که معنی آهنگ را نمی فهمیدم کم مانده بود با لحن پر سوز و گداز خواننده اشکم در بیاید. کنترل را از دست علیرضا گرفتم و ضبط را خاموش کردم. علیرضا گفت:

چه کم طاقتی! بغض کردی؟

گفتم:

برو بابا!

علیرضا پوزخند زد. دستش را دور کمرم انداخت و من احساس کردم یک دفعه حرارت بدنم بالا رفته است. می دانستم دیگر وقتش شده است ولی مثل هروقت دیگری که در این موقعیت قرار می گرفتم به روی خودم نیاوردم و گفتم:

شام چی می خوای برام درست کنی؟

علیرضا یک کم بهم نزدیک شد و گفت:

romangram.com | @romangram_com