#پرستار_عاشق_پارت_120

کیارش بدون اینکه متوجه بشه چه خبره از ته دل خندید و من و کامیار از این خنده ی ثمره ی
عشقمون ضعف کردیم .
چقدر خوشحال بودم که تصمیم درستی گرفته بودم و حالا دو تا از بزرگترین دارایی های دنیا رو
داشتم عشقم و پسرمون . !
جهان بی عشق سامانی ندارد
فلک بی میل دورانی ندارد
نه مردم شد کسی کز عشق پاکست
که مردم عشق و باقی آب و خاکست
چراغ جمله عالم عقل و دینست
تو عاشق شو که به ز آن جمله اینست
اگر چه عاشقی خود بت پرستیست
همه مستی شمر چون ترک هستیست
به عشق ار بت پرستی دینت پاکست
وگر طاعت کنی بی عشق خاکست...
فدای عشق شو گر خود مجازیست
که دولت را درو پوشیده رازیست
حقیقت در مجاز اینک پدید است
که فتح آن خزینه زین کلید است...
امیرخسرو دهلوی



پایان

romangram.com | @romangram_com