#پانتومیم_پارت_319
بعدشم من زیاد مست و پاتیلی رو تجربه کردم
با یه تیر چند نشون
همه وسط می رقصیدن و من لبخندم عمق می گرفت...
از عمد به سمت میز بار رفتم و خیلی آروم در حالی که حواسم به اطراف بود تو تاریکی ای که به خاطر آهنگای خارجی و فضای پارتی شکل ایجاد کرده بودن لیوان آب رو تو پیک ریختم
روم رو چرخوندم و به اطراف زل زدم
امیر رو پیدا نمی کردم
کلافه دندونام رو، رو هم سابیدم...اه
گوشیم زنگ خورد و از تو کیف کوچیکم درش اوردم شماره خارج از کشور بود
اخم کردم...من حالا حالا ها با تو کنار نمیام ارام خانوم
گوشیم رو خاموش کردم و به اطراف دوباره زل زدم.
دیدمش...با گوشیش صحبت می کرد و اخم کرده با سر اطرافش رو دید می زد انگار دنبال کسی می گشت
سرش داشت می چرخید سمتم خیلی طبیعی به جمع زل زدم و پیک پر از اب رو بردم سمت دهنم و کامل سر کشیدمش
چهرم رو الکی تو هم کردم و اخم کرده کمی از شیشه مشروب ریختم تو پیک
بردمش سمت دهنم..این یکی واقعی بود
یه کوچولو برای این که گرم شم و طبیعی تر بازی کنم خوردم و باقی پیک رو گذاشتم رو میز که مچ دستم کشیده شد
نیشخندم رو پنهون کردم
یک هیچ به نفع من!
-چیکار می کنی؟
اخم کرده برگشتم و نگاهش کردم
گوشی هنوز تو دستش بود و عصبی نگام می کرد
هنوز زود بود برای تاثیر و مثلا مست شدن!
اخمم و بیشتر کردم:
-به تو چه!
عصبی چشماش رو ریز کرد:
-آیلین مست شی...کل این میز رو خورد می کنم رو سرت
خیره نگاهش کردم و خودم رو گیج نشون دادم:
-چی؟
نفساش تند شده بود
-تف بهت..لعنت بهت..من تورو می کشم امشب گور خودت رو کندی...
یه قدم به عقب برداشتم و دستم رو به پیشونیم گرفتم و گیج و خمار گفتم:
romangram.com | @romangram_com