#پانتومیم_پارت_192

بازم گند زدم!
خداا من و گاو کن راحت شم
بگو مگه مجبوری سوال بپرسی احمق!
خیره بهش نگاه کردم و گفتم:
-منظورم اینه می تونی برای من آهنگ بسازی...راجب من؟
نیشم رو شل کردم و بهش زل زدم و سرش رو کج کرد و دوباره عمیق نگاهم کرد:
-آرام...من اون آهنگی که برات زدم رو خودم نوشته بودم و راجب تو نوشتم.
چشمام گرد شد...سه بار! رکورد زدم رسما...
سه بار گند زدم!
مثل احمقا خندیدم و با خنده گفتم:
-نه...یه دونه دیگه ام‌ میخوام قبلیه آخه خیلی قشنگ بود
سرتکون داد و متفکر گفت:
-تو که گفتی اون جالب نبوده؟
این رو با یه لحن خاصی گفت..انگار ناراحته...
آرام احمق! پسره براش آهنگ نوشته زده و خونده اون‌ گفته خوشم نیومده و باعث شد من برای بار چهارم گاف بدم!
به سمتش رفتم و با لبخند خاصی گفتم:
-من اون شب زیاد حالم خوب نبود...بعد از طرفیم ازت خجالت میکشیدم این طوری گفتم
اصلا میخوای دوباره برام بزن تا بفهمی چه قدر دوسش دارم.
و هم چنان با لبخند نگاهش کردم
خیره به چشمام آروم و کشیده گفت:
-یه جوری شدی...بعد ازدواجمون
نفسم قفل شد و بهت زده نگاهش کردم که خیره به چشمام آروم‌گفت:
-از اون مدلایی شدی که دوست دارم زندونیت کنم کسی جز من این طوری ناز کردنات رو نبینه
نفسم رفت و خشک شده نگاهش کردم...
لعنتی...
لعنتی!

از کنارم رد شد و گیتارش رو برداشت و نشست رو تخت و منم آروم روی صندلی سبز و چرخان پشت میز نشستم و نگاهش کردم.
لبخندی زد و گیتار رو تنظیم کرد و موسیقی آروم و قشنگی رو اول زد جوری که حس کردم یه آرامش خاصی بهم دست داد...و بعد صداش
-نشد بشم اون شازده... اون مرد

romangram.com | @romangram_com