#پانتومیم_پارت_119
قرمز شده مبهوت گفت:
-اوف سوختم!
همه خندیدن و پریا دست زد و همه نگاهش کردیم و پریا گفت:
-بیاید پانتومیم بازی کنیم
سینا سریع گفت:
-آره عالیه
امید با خنده گفت:
-پریا بگه بیاید همگی سرمون رو بکنیم تو توالت فرهنگی بازم سینا باذوق میگه آره عالیه
همه خندیدیم و سینا با اخم مصنوعی گفت:
-داداش عشق حرف حالیش نمیشه
پریناز پوزخند زد و گفت:
-باز تو فیلم ترکی دیدی؟
سینا اصلا جوابش رو نداد و من گفتم:
-هیچ کی تو پانتومیم رقیب من نمیشه
تو هر گروهی باشم میبره و ضِد هرگروهی باشم میبازه
با خنده ادامه دادم:
-دیگه خود دانید
امید گفت:
-واستا تعداد رو بشمرم
آرام خیره به جمع گفت:
-یازده نفریم
استاد سریع گفت:
-من زمان می گیرم
بازی نمی کنم،شرمنده
کسی اعتراضی نکرد دیگه اخلاقش دستمون اومده بود خیلی پایه نبود
سینا متفکر گفت:
-کیا بازیشون خوبه بشن سردسته تیم
دستم رو بردم بالا و امیرم با نیشخند دستش رو برد بالا اخم کردم و سینا گفت:
-خوب یار کشی کنید
لپم رو باد کردم و گفتم:
romangram.com | @romangram_com