#پناه_زندگی_پارت_477


-این چیه روی سرت؟

-بهش میگن شال

-غزل من اعصاب ندارما دست بردار از این مسخره بازی ها

-مسخره بازی ها چیه مادر من دلم میخواد با حجاب باشم

-مامانت باحجاب بوده مادربزرگ با حجاب وبوده خاله هات باحجاب بوده که اینجوری میکنی

-بهتره بریم

از اتاق اومدم بیرون وکنار دخترهای فامیل نشستم ومشغول صحبت شدم ...سرم رو که بلند کردم دیدم پیمان با اون تیپ فوق العادش داره کنار بچه های شرکت دارن میان...با خوشحالی از جام بلند شدم ورفتم طرفش ....

پیمان

غزل ودیدم که داره میاد طرفم ..وای چقدر خوشگل شده بود دستام یخ کرده بود ...دلم وقتی بیشتر لرزید که دیدم حجابش کامل دلم میخواست دست وپاهاش وبوسه بزنم که حجابش رو نگه داشته اصلا طاقت نداشته چشمهای غریبه که یکیش هم خودم بودم تن وبدنش رو ببینه

روبه روم ایستاد وگفت:میدونستم میام

لبخندی زدم وگفتم:مگه میتونستم نیام

-درهرحال واقعا خوشحالم کردی


romangram.com | @romangram_com