#پناه_زندگی_پارت_433
-آقا پیمان .
برگشتم سمت صدا غزل بود.خدایی خوشگل بود نگاهی به صورت معصومش نگاه کردم...
-بله
-میشه منو تا یه جاهایی برسونید
-کجا میخواید برید
-میخوام برم عکاسی .دوربینم نمیدونم چرا دیگه روشن نمیشه
-بله بفرمایید میرسونمتون
سوار ماشین شد..یه ذره از راه رو رفتیم که گفت:روی پیشنهاد بابا فکر کردین
-کدوم پیشنهاد
-کارتوی کارخونه
-آهان بله فکر کردم
-خب ،جواب ؟
romangram.com | @romangram_com