#پناهم_باش_پارت_107
سینا: عزیزدلم اروم باش اتیشم نزن باحرفات اگه تو نباشی من به چه امیدی زندگی کنم؟
ارش برای کی نفس بکشه؟ تو که مارو نمیذاری بری مگه نه؟؟
نه نمیرم اما با هر روز زنده بودنم هزار برابر مرگعذاب میکشم.....
با هر صبح از خواب بیدارشدنم قلبم فشرده میشه ...
باهربار خودم و توی اینه دیدن دلم میسوزه برای خودم..
من فقط زنده میمونم تا شما دونفر بتونین زندگی کنین....
سینا: چطور دلت میاد زندگی نکنی سارا؟ چطور میتونی مردن بخوای وقتی دلیل لبخند منی وقتی دلیل خوشبختیه ارشی؟
هیچ وقت به مردن فکر نکن به خاطر ارش خواهش میکنم...
باشه ...
سینا دلم بستنی میخواد برام میخری؟
سینا: شما جون بخواه عزیز دلم
چشم همینالان برات میخرم
با پیاده شدن سینا گوشیمو از کیفم بیرون میکشم وشماره ارش و میگیرم
ارش: سلامخانمخودم خوبی عزیزم؟
خوبم تو خوبی ارش؟
ارش:تو خوب باشی من همیشه خوبم یه خبر دارم برات سارا
چه خبری ؟
ارش: داریم میام اونجا
اینجا
ارش: مامان اینا میخاستن بریم مسافرت منم گفتم بیایم اونجا هم مسافرتمونو کردیم هم با بابات حرف میزنیم....
این خبر توی این اوضاع بهترین خبر ممکن بود برای من...
ارش: خوشحال شدی سارا؟؟
خوشحال بودمخیلیم خوشحال بودم
اره خیلی کی میاین ارش؟
ارش:احتمالا اخره هفته !هتلم رزرو کردم تا نتوننن زیرش بزنن
میخندم شاید بعد از چند ماه میخندم
ارش دوستدارم خیلی دوستدارم خیلی دلتنگت بودمممنونم
ارش: من بیشتر از تودلتنگم ایندفه میام که باخانواده جلو خونه تون دخیل ببندیم تا حاجتم نگیریم تکون نمیخوریم
معذرت میخوام که بخاطرم داری اذیت میشی
ارش: سارا خانم هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد
باورم نمیشد بعد از چهار ماه که از اخرین دیدارمون میگذشت قرار بود دوباره ببینمش حسه خوبی داشتم یعنی امکان داشت که خبری به اندازه این منو خوشحال کنه؟به جرات میتونم بگم نه هیچ چیزی نمیتونست اینجوری خوشحالم کنه..
romangram.com | @romangram_com