#پناه_اجباری_پارت_90
_ خدااااااااااااااااااااااا ا
بغضم شکست ...
_ یکی کمکم کنه ... تروخدا کمکم کنید ...
چشمم به در بود ... شاید امیدوار بودم باز شه ... ولی دریغ از یکم حرکت ... صدای آژیر روی مخم بود ... یه تیکه از گلدون رو گرفتم توی دستم ... قصدم خودکشی نبود ... بلند شدم ... رفتم سمت اتاقک ... با خشم روی صفحه لمسیش خط انداختم ... اشکام با شدت بیشتری پایین میومدن ... تیکه گلدون رو پرت کردم سمت دستگاه ... برگشتم ... خوردم به یکی ... یه قدم عقب رفتم ... از عصبانیت کبود شده بود ... چهارستون بدنم لرزید ... اومد جلو ... رفتم عقب ... اونم اومد جلو ... خوردم به دستگاه ... نگاهشو دوخته بود توی چشام ... دستشو بلند کرد ... داشتم میلرزیدم ... دستش رفت سمت دستگاه ... یه چیزی رو زد ... آژیر قطع شد ... نگاهم کشیده شد سمت دستش ... برگشتم به چشماش که از عصبانیت قرمز شده بود نگاه کردم که دستاش فرود اومد روی صورتم ... از شدت ضربه نشستم روی زمین ... دستمو گذاشتم جای سیلی ... داشتم به زانوش نگاه میکردم ... به شلوار کرمش ... درد توی سرم پیچید ... موهامو پیچیده بود دور دستش ... بلندم کرد ... سرشو اورد نزدیک ...
صدرا _ فکر میکنی میتونی فرار کنی ؟
ولی من باید میرفتم ... نباید سر بابا بلایی میومد ... بغضم ترکید ... بی توجه به درد موهام گفتم : تروخدا بزار برم ... بابام اگه بفهمه غیبم زده میمیره ... تروخدا دکترا گفتن اگه شوکی بهش وارد بشه میمره ... تروخدا بزار برم ...
نگاه خالی از احساسشو دوخت به من ...
صدرا _ اون موقع که اومدی دزدی فکر اینو نکردی ؟! فکر نکردی این اتفاق میفته ؟
موهامو ول کرد ... با چهارتا انگشتش محکم زد توی پیشونیم و با صدای بلندی گفت : تو اصلا فکر هم کردی ؟
سر خوردم ... نشستم روی زمین ...
_ التماست میکنم ... حداقل بزار بهشون بگم که سالمم ... نزار بخاطر این کارت یکی بمیره
رفت عقب ... نگاهشو دوخت بهم و محکم گفت : هیچی تقصیر من نیست ... اتفاقی واسه پدرت بیفته گردن توئه ... همش تقصیر توئه بی فکره ...
لرزیدم ... راست میگفت همش تقصیر من بود ...
صدرا _ میری سرکارت ... امیدوار نباش به ملایمت دیروز باهات رفتار کنم .
و رفت بیرون ... بازم صدای قفل شدن درها ... من محکوم بودم به موندن در اینجا ... باید میموندم ... بلند شدم از جام ... نمیخواستم بازم مثل دیروز سرم بیاره ... نمیخواستم باز کارامو بیشتر کنه ... باید کارا رو میکردم ... دست به کار شدم ...
romangram.com | @romangram_com