#پناه_اجباری_پارت_179
نگاش کردم ... نیشش گشاد شد ... بالشو کوبیدم تیو سرش و داد زدم : ترنــــــــــــــــــــــ ـــم !
ترنم _ باشه باشه ...
نشستم روی تخت و گفتم : باشه میام ... ولی به یه شرط ...
ترنم _ هرچی باشه قبول .
_ بعد از رستوران بریم شهر بازی .
خشکش زد ... برگشت سمتم ... شونه هامو بالا انداختم .
ترنم _ آخرش که بچه ای !
_ قول دادی ... قبول کردی .
ترنم با کلافگی گفت : باشه .
میدونستم از شهربازی متنفره ... بخاطر همین دوست داشتم اذیتش کنم ...
ترنم _ حالا من چی بپوشم ؟
_ به نظرم اون مانتو آبی کاربنیتو بپوش ...
ترنم _ با چی ؟
_ با شال آبی من ... شلوار آبی ... کفش آل استار آبی من .
نگام کرد ...
romangram.com | @romangram_com