#پناه_اجباری_پارت_142
ترنم _ بلند شو سریع ...
_ ترنم بزار بخوابم ...
ترنم _ بلند شو باید بریم ورزش .
چشمام از تعجب گشاد شد ... برگشتم سمتش .
_ حالت خوبه ؟
ترنم زد زیر خده و گفت : تقصیر محمده .. هرروز صبح بیدارم میکرد حالا دیوونه شدم .
نشستم ...
_ ترنم خوبی ؟
دستمو کشیدو گفت : بریم ...
قبل از اینکه چیزی بگم منو از اتاق کشید بیرون ... همزمان در دستشویی باز شد ... با دیدن صدرا خشکم زد ...
ترنم _ سلام علیکم ... صبح بخیر
صدرا چشمش به من بود ... دستمو از توی دست ترنم کشیدم بیرون و رفتم توی اتاق ...
ترنم _ کجا رفتی راسا ؟
romangram.com | @romangram_com