#پناه_اجباری_پارت_124


لبمو گاز گرفتم تا صدام بلند نشه ...

سینا _ سهند کجاست ؟

نتونستم تحمل کنم : سینا ؟

ساکت شد ... صدای نفس هاشو میشنیدم ... با شک و تردید گفت : راسا ؟

بغضم شکست ...

سینا _ راسا تو کجایی ؟

_ بابا چش شده ؟

سینا _ سهند کجاست ؟

_ گفت میرم بیمارستان پیش سروش .

سینا _ حالش خوبه .. همونجا باش نیا بیرون .

و قطع کرد .

گوشی از دستم رها شد ... لعنتی چرا قطع کرد ؟!

_ خدا مگه من چقدر ظرفیت دارم ؟! یعنی گناهم اینقدر بزرگ بود ...

زار زدم ... دیگه تحمل نداشتم ...

نمیدونم چقدر گذشته بود ... کلید چرخید توی قفل ... در باز شد ... با دیدن سینا لبخندی نشست گوشه لبم ولی خیلی زود جای خودشو به نگرانی داد ... پریدم سمتش .

romangram.com | @romangram_com