#استاد_جذاب_من_پارت_351

همه خندیدن و چیزی نگفتن و راه افتادن بجز رادوین که یه نگاه به لبام کرد و گفت

رادوین:قول دادی فقط واسه من این رژ رو بزنی

سرمو انداختم پایین و گفتم

رها:خب ببخشید چون قبلش زده بودم گفتم همین امشب رو فقط بزنم

دستشو گذاشت دور کمرم و سرش رو برد توی گودی گردنم و عمیق بو کرد

رادوین:عاشق این عطرتم

خندیدم و چیزی نگفتم

رادوین:محمد که یادت نرفته؟

متعجب پرسیدم

رها:محمد؟

رادوین:همون که خوراکیا رو ازش گرفتیم تو پاساژ

رها:آها آره.....خوب به من چه؟؟؟

رادوین:وقتی اینطوری تیپ میزنی منم بودم کار اونو میکردم


romangram.com | @romangram_com