#استاد_جذاب_من_پارت_350

رها:عهههههه چتونه شما خوبم یکم حالت تهوع داشتم الان دیگه خوبم

رادوین:باشه پاشو بریم

آخه با این رنگ و رو؟؟؟رادوین هنوز جذاب بود و تکون نخورده بود

رها:برید شما من میام

رادوین:چرا؟

رها:برید پیش همون اژدها میام پیشتون دیگه

به خانم اشاره کردم و گفتم

رها:ایشون هستن کمکم میکنن

خانم:بله شما ناراحت نباشید

رادوین یه نگاه مشکوک بهم انداخت و رفتن آخیییش به کیفم چنگ زدم و برداشتمش دوباره رفتم توی سرویس بهداشتی یه آینه بزرگ داشت سری شالمو در اوردم و جلوی موهامو شونه کردم و شالمو سر کردم و یه تار از موهامو ریختم بیرون و یکم تافت برای نگهداریشون زدم و بعد کیف لوازم آرایشیامو دراوردم و اون رژ قرمزرو زدم که لبام رو یکم بزرگ کرده بود یه ریمل هم زدم که مژه هام رو بلند و خوشگل کرد و از تو کیفم عینک شبم رو دراوردم و گذاشتم روی چشمام و عطر خودمو که یه عطر زنونه و شیرین بود و در اوردم و زدم و کیفمو جمع کردم و بستم و رفتم بیرون که خانم با دیدن من خندید و گفت

خانم:ماشاالله هزار ماشاالله چه خوشگل شدی

آروم بغلش کردم و ازش تشکر کردم و رفتم سمت بچه ها که کنار اژدها منتظر من بودن همه با دیدن تعجب کردن عینکمو گذاشتم روی سرم و گفتم

رها:چیه


romangram.com | @romangram_com