#استاد_جذاب_من_پارت_292

دریا:کیفم.....جا.....موند...ببخشید

و دویید سمت دستشوویی این وسط فقط من و رادوین و هستی و فرهاد حواسمون بهش بود بقیه داشتن باهم حرف میزدن عصابم خورد شد قاشقمو بردم بالا و با داد گفتم

رها:رهااااااااام

رهام ترسید و برگشت سمتم

رهام:چیه؟چته؟

رها:چیکارش کردی؟

رهام:هیچی جون رها

از روی صندلی بلندشدم و زیر لب گفتم

رها:دارم برااااات

رادوین:رها بشین

بی توجه به حرفش رفتم سمت دستشویی....

آروم در زدم که ولی در رو باز نکرد مجبور شدم خودم درو باز کنم رفتم داخل که دیدم دریا با صورت قرمز و بی حال روی سکو نشسته و سرشو به دیوار تکیه داده ترسیدم سریع رفتم سمتش

رها:دریا آجی چی شده؟


romangram.com | @romangram_com