#استاد_جذاب_من_پارت_270
رها:مثل همیشه بدون در زدن سرتو انداختی پایین اومدی داخل...
چیزی نگفت که گفتم
رها:دریا بخدا الان اصلا حوصله ندارم اگر اومدی اذیت کنی برو
بازم چیزی نگفت بافت موهام تموم شد و موهامو انداختم تو کمرم و سرمو بلند کردم و از توی آینه به در نگاه کردم که رادوین رو دیدم یعنی اون اصلا دریا نبوده.....اومد جلو و دستاشو گذاشت روی شونه هام و گفت
رادوین:چرا حوصله نداری؟
دستمو بردم بالا و گفتم
رها:شمارشو بده
خم شد و کف دستمو بوسید و گفت
رادوین:ندارم
رها:ولی تو خودت گفتی بهت کارت داد
رادوین:چون تو گفتی فرهاد میاد منم خواستم اذیتت کنم گفتم شمارشو دارم وگرنه اون اصلا به من کارت نداد
دستمو اوردم پایین و از توی آینه بهش خیره شدم
رها:واسه چی اذیت میکنی؟
romangram.com | @romangram_com