#استاد_جذاب_من_پارت_269

اخمام رفت توهم

رها:ولی تو شمارشو نگرفتی

رادوین:ولی قبلش که تو رفتی لباس عروس رو بپوشی کارت مغازشو داد واسه تبلیغ

اخمام باز شد ازش ناراحت شدم اون که میدونست من حساسم میتونست کارت رو نگیره یا پرتش کنه یه لبخند تلخ زدم و کیفم رو از روی نیمکت برداشتم و زل زدم تو چشماش و با پوزخند گفتم

رها:تبلیغ؟......چطوره زنگ بزنی بهش؟ها؟بهش بگو زنم یه دختر یه که مشکوکه بهم و همش باهام قهر میکنه ولی تو که خوشگلی چشمات آبیه بیا باهم دوست بشیم ها؟؟؟چطوره؟؟؟

لبخند از روی لباش رفت و با تعجب گفت

رادوین:رها.......

پریدم وسط حرفش

رها:با اینکه میدونستی من بدم میاد ولی رفتی شمارشو گرفتی آره؟؟؟باشه آقا رادوین فکر نکن فقط خودت بلدی.....منم‌ بلدم.‌‌‌خدافظ

و بی توجه بهش رفتم سر جاده ایستادم که دویید و اومد سمتم

رادوین:رها این مسخره بازیا چیه.........بیا خودم میبرمت

یه تاکسی ایستاد جلوم سریع سوار شدم و تاکسی رفت.......

آقا رفته واسه من شماره نازنین جونشو گرفته.....چه قربون صدقشم میرهههه.....باشه آقا رادوین دارم برات......رسیدم کرایه رو دادم و رفتم داخل سوار آسانسور شدم و خودمو توی آینه آسانسور دیدم زخم پیشونیم ناجور بود رو سریمو کشیدم پایین و سرمو انداختم پایین که آسانسور ایستاد و رفتم بیرون یه نفس عمیق کشیدم و کلید رو انداختم و رفتم داخل همچنان سرم پایین بود ولی زیر چشمی بقیه رو میدیدم همه توی پذیرایی مشغول حرف زدن بودم یه سلام گفتم و سریع دوییدم تو اتاقم اخییییش در اتاق رو بستم و لباسامو عوض کردم و نشستم روی صندلی میز توالتم و از توی آینه به پیشونیم نگاهی کردم و بعد آروم روش چسب زدم موهای بلندمو باز کردم و مشغول بافتنشون شدم و سرم پایین بود که در باز شد چند ثانیه بعد صدای بسته شدنش اومد حتما دریا بوده آخه اون همیشه بدون در زدن میاد داخل همونجوری که سرم پایین بود گفتم


romangram.com | @romangram_com