#استاد_جذاب_من_پارت_253

رادوین:رها خانوم....‌.

رادوین:من که گفتم ببخشید....خب منم غیرت دارم دیگه وقتی دیرم دستتو بوسید غیرتی شدم چه میدونستم اینجوری میشه

دستمو از روی پیشونیم برداشتم و بهش نگاه کردم

رها:خبر نداشتم میخواد بیاد

رادوین:خب واسه چی اومده بود؟

رها:بزار وقتی مرخص شدم

رادوین:باشه اذیتت نمیکنم

نشست کنار تختم و به گل روی میز اشاره کرد

رادوین:اینو کی گرفت؟

رها:پرهام

یه لبخند تلخ زد و سرشو انداخت پایین

رادوین:ببخشید من نتونستم این چندوقت چیزی برات بخرم

دلم براش سوخت


romangram.com | @romangram_com