#استاد_جذاب_من_پارت_252
پرستار:آرومتر لطفا اینجا بیمارستان آقا بفرمایید بیرون حال بیمار اصلا خوب نیست نباید عصبی بشن بفرمایید بیرون
رادوین رفت بیرون پرستار کمکم کرد دراز کشیدم روی تخت سرم داشت منفجر میشد از درد
رها:سرم خیلی درد میکنه
پرستار:الان یه آرامبخش بهت میزنم عزیزم
پتو رو کشیدم روی خودم و پرستار آرامبخش رو زد و یکم آروم شدم ولی صدای داد رادوین تو گوشم میپیچید آرنجمو گذاشتم رو پیشونیم تا یکم سرم بهتر بشه چند دقیقه گذشت که گرمای دستی رو روی شونه هام احساس کردم
دستمو برداشتم که رادوین رو با قیافه مظلوم رو به روی خودم دیدم دستم رو دوباره گذاشتم رو سرم که گفت
رادوین:ببخشید....
چیزی بهش نگفتم
رادوین:رها بخدا نمیخواستم اینجوری بشه....
بازم چیزی بهش نگفتم
رادوین:سرت درد میکنه؟.....
هیچی نگفتم
رادوین:چرا حرف نمیزنی باهام....
romangram.com | @romangram_com