#استاد_جذاب_من_پارت_247
رها:خودم میخورم تو خسته ای برو بخواب
رادوین:نه میمونم همینجا
رها:باشه
مشغول خوردن سوپم شدم رادوین از اول تا آخرش زل زده بود بهم و چشم ازم برنمیداشت سوپم رو خوردم و گذاشتمش کنار تختم و سوالی به رادوین نگاه کردم
رها:چیه؟
رادوین:دلم واست تنگ شده بود
خندیدم و گفتم
رها:یک روز هم نشده ها
رادوین:واسه من یک عمر گذشت
رها:دیگه فکرشو بکن اون موقع که تو کما بودی من چی میکشیدم با اون اخلاقت
یه اخم جذاب کرد و گفت
رادوین:نه اینکه تو نکردی
خندیدم و گفتم
romangram.com | @romangram_com