#استاد_جذاب_من_پارت_225
رفتیم سمت خونه بعد از چند دقیقه رسیدیم و رادوین پیاده شد و زنگ خونه رو زد که چند دقیقه بعد مامان این اومدن پایین اونا هم حسابی خوشگل شده بودن رفتیم سمت تالار وقتی رسیدیم خیلی کم اومده بودن و فقط عمه ها و خاله ها و مامان بابای دریا و..... بودن رادوین و بابا رفتن تو حیاط من و مامان هم رفتیم داخل......کم کم مهمونا اومدن و کلی رقصیدیم ساعت نزدیکای ۹ بود که خبر دادن عروس دوماد دارن میان همه ایستادیم جفت در مامان چند تا سبد داد دست من و هستی و چند تا دخترای اونجا داخل گلبرگ بود.......بالاخره بعد از ۱۰ دقیقه اومدن خداااااااااااایا قربون داداشم بشم من گلبرگ هارو ریختیم رو سرشون و جلوشون کلی رقصیدیم که فیلمبردار اومد جلو و عروس و دوماد رو راهنمایی کرد که برن بشینن ماهم نشستیم که عاقد اومد و خطبه عقد رو خوند دریا هم انقدر هول بود تو همون بار اول جواب بله رو داد چند دقیقه بعد اومدن برای تشکر وقتی به ما رسیدین دریا رو محکم بغلش کردم
رها:دریاااااا
دریا:جااااانم
رها:دریا باورم نمیشهههه
دریا:منممممم
رها:ازدواج کردی رفتی مارو فراموش نمیکنیاااا
دریا:دیوونه مگه میشه فراموش کنم
ازش جدا شدم و رهام رو بغل کردم
رها:دادااااش
رهام:جاااان داداش
رها:من دیگه کی رو اذییت کنم
رهام:من که سفر قند هار نمیرم کهههه
رها:دلم برات تنگ میشه
romangram.com | @romangram_com