#استاد_جذاب_من_پارت_204
از ته دل خندید و گفت
رادوین:منم دوست دارم عزیز دلم
سرمو بلند کردم و نرم پیشونیشو بوسیدم
رها:میرم بیرون استراحت کن
رادوین:اشکاتو پاک کن ببینم یعنی انقدر خوبم من
بعد از مدتها خندیدم
رادوین:ای جانم میدونی چندوقت خنده هاتو ندیدم
دوباره یه لبخند زدم که گفت
رادوین:ببین تروخدا خانومم چقدر لاغر شده من زن تپل مپل میخوام ها گفته باشم
رها:دیوونه
رادوین:دیوونتم
خندیدم و رفتم بیرون همه خشحال بودن و میخندیدن عمو شیرینی گرفته بود و داشت به کل بیمارستان میداد...
رهام اومد سمتم
romangram.com | @romangram_com