#استاد_جذاب_من_پارت_142
از پشت رادوین نگاه کردم زیبا خانم با یه لبخند شیطون به ما نگاه میکرد
.....سریع برگشتم سمت تلویزیون و زیر لب گفتم
رها:شرط داره
رادوین:هرچی بود قبول
رها:یه شام خیلی خوب مهمونم میکنی بعد شام هم میبریم پارک بهم بستنی میدی
خندید و گفت
رادوین:ای به چشم
بلند شد و رفت پیش بقیه منم ادامه فیلم رو دیدم که یک ساعت بعد فیلم تمام شد و زیبا خانم گفت
زیبا خانم:خب بلندشین بریم ناهار
همه بلند شدن و رفتیم تو آشپزخونه و دور میز دایره ای شکل که وسط اشپزخونه بود نشستیم دریا جفتم بود تو گوشم گفت
دریا:رها وقتی از کلاس کردت بیرون چه حسی داشتی
رها:همون لحظه دلم میخواست دست بزارم تو گردنش خفش کنم بیشعور
عمو:کی رو خفه کنی دخترم؟
romangram.com | @romangram_com