#استاد_جذاب_من_پارت_122
سریع رفتم جلوی اف اف عمو و زن عمو بودن جواب دادم
رها:بله
زیبا خانم:رها جان ما کلیدمون رو جا گذاشتیم درو باز میکنی
رها:بله بفرمایید
درو باز کردم و دوییدم سمت بچه ها و با عجله گفتم
رها:اومدن بدویین
سریع بلند شدن و چراغا رو بستیم دریا رو گذاشتیم جلوی کلید برق که تا از در وارد شدن برق رو باز کنه هستی هم رفت سمت ضبط که اومدن آهنگ بزاره من و رادوین هم رفتیم جلوی در رادوین سمت چپ بود منم بمب شادی رو تو دستم گرفته بودم و سمت راست بودم که زنگ در رو زدن رادوین در رو آروم باز کرد اولین قدمی که برداشتم لامپ باز شد و صدای ضبط توی هوا پیچید عمو و زن عمو کامل اومدن داخل منم بمب شادی رو زدم که زن عمو یه جیغ خفیف زد و بلند گفتم
رها:سوپرایز
هستی هم از ته اتاق گفت
هستی:سالگرد ازدواجتون مبارک
عمو و زیبا خانم لبخندی زدن زیبا خانم منو محکم بغل کرد عمو هم رادوین رو بغل کرد در رو بستم عمو و زن عمو اومدن داخل و دریا و هستی رو بغل کردن بعد از کلی بغل کردن زن عمو گفت
زن عمو:مرسی عزیزای دلم واقعا نمیدونم چجوری باید ازتون تشکر کنم
عمو: خیلی زحمت کشیدین خیلی زیاد سوپرایز شدیم اصلا نمیدونم چی باید بگم مرررسی واقعا
romangram.com | @romangram_com