#استاد_جذاب_من_پارت_119
هستی و دریا از خنده منفجر شدن ولی بی صدا میخندیدن اخمام رفت تو هم خیلی وحشیانه گوشی رو از رادوین گرفتم و با نازک ترین صدا و جیغ گفتم
رها:سلام و درد سلامو کوفت دختره ی عوضی دماغ عملی بیشعور اگر یک بار دیگه فقط یک بار دیگه با رادوینم اینجوری صحبت کنی اون چشماتو از حدقه بیرون میارم آشغال بیشعور الاااااااااغ ایشاالله خفه بشی بری بمیری چلغوز گودزیلاااااااا
و گوشی رو قطع کردم و یه جیغ بلند زدم و گوشی رو پرت کردم رو داشبرد و در ماشین رو باز کردم و یه نفس عمیق کشیدم آخییییییییییش هرچی تو دلم بود بهش گفتم برگشتم سمت رادوین و هستی و دریا با چشمای گرد و دهن باز داشتن به من نگاه میکردم با جیغ گفتم
رها:چتونه شما؟؟؟؟؟
از ترس سه متر پریدن دریا و هستی مشغول حرف زدن شدن رادوین همینجوری گیج به من نگاه میکرد گوشی رو برداشت و بدون نگاه کردن بهش رنگ زد عمو و با ترس گفت
رادوین:اومدین........بابا
عمو:اره بابا کجایین شما
رادوین:ش.......شما.....یه چیز سفارش بدین......تا ما بیایم.....خدافظ
و سریع گوشی رو قطع کرد.....خاک برسرم من چرا این قدر جیغ زدم....حالا رادوین میگه چقدر دختره جیغ جیغو سرم رو انداختم پایین و خیلی مظلوم گفتم
رها:ببخشید
با این حرفم شلیک خنده ها به هوا رفت سه تاشون شروع کردن به خندیدن خودمم خندم گرفته بود بعد از دو سه دقیقه همه آروم شدن که هستی گفت
هستی:دو دقیقه دیگه ادامه میدادی سکته میکردی
دریا:ولی خوب جوابشو دادی
romangram.com | @romangram_com