#استاد_دوست_داشتنی_من_پارت_198
گوشی رو سمت من گرفت.
محمد: بیا، مبینه؛ میخواد باهات حرف بزنه.
بدون اینکه نگاش کنم گفتم:
-من با کسی حرفی ندارم.
گوشی رو دم گوشش گذاشت و گفت:
-شنیدی؟
-...
-حالا حالش چه طوره؟
-....
-خب خدا رو شکر! باشه، فعلاً خدافظ.
قطع کرد.
محمد: حالش خوبه، قلبش رو پیوند زدن. هنوز به هوش نیومده؛ ولی حالش خوب.ه
تو دلم خدا رو شکر کردم.
محمد: یاسی؟
romangram.com | @romangram_com