#نقطه_ضعف_پارت_264

_ شدیداً.

ماهرخ خوشگل بود خب.

_ برادری، خواهری، خانواده‌ای چیزی نداره که ازش خبر داشته باشی؟

_ برادرش جاش‌رو می‌دونه اما نمی‌گه.

صاف نشست.

_ چطور؟ چجوری شد که جدا شدین؟

_ عاشق یکی دیگه بود.

سپس موشکافانه رو حرکات مسیح دقیق شد.

_ سامیار چته؟

این‌ها که به ماهرخ مربوط نمی‌شد. ماهرخ که تماماً عاشق سپهر بود. پس سپهر داشت از کی حرف می‌زد؟ از سما؟ سما دیگه کی بود؟ اون قاب عکس دو نفره.


romangram.com | @romangram_com